News Detail

15 Jun team:PART3

team:PART3

بعداز توضيحاتي كه درباره تيم و نحوه تشكيل آن و تعاريفي كه در اين رابطه وجود داشت ارائه شد به اين نتيجه رسيديم تيم ، مي تواند يك نوع گروه باشد با اين تفاوت كه جمعي از افراد را در كنار همديگر با يك هدف مشخص و وظايف معيني قرار مي دهد كه اين افراد داراي مهارت هاي مكمل همديگر هستند و براساس مسئوليت هاي متقابلي كه نسبت به همديگر دارند كنار يكديگر جمع مي شوند. تيمي كه بخوبي شكل گرفته باشد و داراي عملكرد بالايي باشد بايد بطور قطع نتايج و پيامدهايي با كيفيت تر و در سطح بالاتري نسبت به گروه ارائه كند و اين موضوع در نتيجه آن هم افزايي است كه ما از يك تيم انتظار داريم به واسطه كار مكمل و تخصص مكملي است كه افرادي را با يك محوريت در كنار هم قرار داده است و آن جاه طلبي متحدي كه ما در بين اعضاي تيم مي شناسيم براي اينكه وظايفي را كه برعهده شان گذاشته شده است به نحو مقتضي و به بهترين وجه ممكن بتوانند انجام دهند. نكته اي كه وجود دارد اين است كه ما تفاوت هايي را بين تيم ها و گروهها قائل هستيم. يعني يك سري ويژگي ها را مي شناسيم كه اينها بعنوان محورهاي تفاوت بين فعاليت هاي تيم و گروه شناخته مي شود و باعث مي شود كه انتظارات ما درواقع از اين دو مجموعه متفاوت باشد. در گروه و تيم ما يك سري تفاوت هايي را از لحاظ ماهيتي ، شكل ، وجودي و فلسفه ايجاد داريم. به اين ترتيب كه در تيم هم افزايي داريم و مقاصد فردي مدنظر است ولي گروه داراي هدف مشخص و همكاري جمعي است.  از لحاظ ماهيتي ، شكل گيري گروه تقريباً بصورت دلبخواهي است بطور مثال فرض كنيد شما تصميم مي گيريد در گروه خاصي عضو شويد بنابراين حالت پيوستگي و انسجامي كه از يك تيم انتظار داريم در گروه مشاهده نمي شود. ماهيت شكل گيري گروه بصورت دلبخواهي و قراردادي است و نوعي عدم پيوستگي و ناهماهنگي را بين افراد ملاحظه مي كنيم. درحالي كه در تيم افراد با انگيزه قوي در كنار همديگر جمع مي شوند و يك نوع پيوند محكم و اداره شده اي را در بين آنها مشاهده مي كنيم.

از لحاظ چارچوب زماني ، تيم داراي يك چارچوب زماني مشخص است. شما ممكن است سالهاي سال عضو گروهي باشيد ولي فعاليت خاصي از خود نشان ندهيد. مثل عضو گروه هواداران يك تيم خاص. نيازي نيست كه شما لزوماً وظايف و تكاليفي را سروقت در هماهنگي با ساير اعضا انجام دهيد درحاليكه اگر عضو تيم باشيد تكاليف ويژه اي بر دوش شما نهاده مي شود و شما بايد در يك مقياس زماني مشخص و تعريف شده آن وظايف را به درستي انجام دهيد. بنابراين از لحاظ چارچوب زماني ، گروه چارچوب زماني مشخصي ندارد ولي در تيم بحث زمان داراي اهميت خيلي زيادي است و ؟؟؟  زماني كاملاً مشخص است.

هدفهاي تيم ممكن است بسيار متعدد باشد ولي از شفافيت لازم برخوردار نباشد. اهداف بصورت مبهم باشد و چون اهميت چنداني براي اعضاي گروه ندارد پيگير شفاف سازي اهداف هم نمي شوند اين درحالي است كه اهداف در تيم كاملاً بايد شفاف ، تعريف شده و مشخص باشند. زيرا اهداف محور تصميم ها قرار مي گيرند و تصميم گيري افراد تعيين كننده تعهد و مسئوليت پذيري آنها در تيم خواهد بود.

تفاوت در مسئوليت ها بين گروه و تيم : در گروه مسئوليت ها بصورت كلي و مشترك تعريف مي شوند. در حاليكه در تيم نقش ها كاملاً تخصصي مي شوند و براساس آن نقش ها از افراد خواسته مي شود تا مسئوليت فعاليت هايشان را برعهده بگيرند. بنابراين پاسخگويي در تيم در راستاي اهداف و عملكردهاي تيمي و پذيرش نقش ها و مسئوليت ها در حاليكه در گروه پاسخگويي مبهم و توزيع شده بين اعضاي گروه است. زيرا مسئوليتي كه برعهده شان گذاشته مي شود كلي و مشترك است.

ارتباطات بين تيم و گروه :‌ ارتباطات در گروه انفرادي است در تيم ارتباطات بيشتر ، صميمي تر و تعريف شده است. ما در تيم سطح بالايي از كنش و واكنش متقابل را بين اعضا ملاحظه مي كنيم و درواقع مي توانيم بگوييم كه يك نوع وابستگي متقابلي بين اعضاي تيم وجود دارد. درحاليكه در گروه ارتباطات خيلي ضعيف تر و سطح پايين تر است.

در گروه اگر عضوي حذف شود ، بيرون برود يا كارش را به درستي انجام ندهد ممكن است روي اهداف گروه تاثير چنداني نگذارد ولي در تيم وابستگي متقابل و شديد بين افراد باعث مي شود وقتي كه يك عضو حذف شود يا كارش را بدرستي انجام ندهد دستيابي به اهداف تيمي تحت تاثير قرار ميگيرد يعني آن بخش از كار فلج مي شود به نوعي مي توانيم بگوييم كه اعضاي تيم به هم تكيه دارند اگر يكي از تكيه گاهها برداشته شود همه اعضا مي افتند بنابراين دستيابي به هدف تحت تاثير قرار مي گيرد. همه افراد با هم مشكل پيدا مي كنند و سطح بالايي از كنش متقابل را بين افراد مي بينيم. انگيزه حضور در تيم هم تاثيرگذار روي پذيرش مسئوليت ها و اهداف است درواقع در تيم افراد داراي سطح بالايي از انگيزه براي فعاليت تيمي هستند درحالي كه در گروه چنين چيزي نيست.

براي پذيرش يك عضو جديد در تيم و گروه : ‌فرض كنيد شما تيمي را تشكيل داده ايد با تخصص هايي كه مي شناسيد و انتخاب اعضا كه بايد با حساسيت خاصي انجام بشود. فرض كنيد كه فرد جديدي متمايل مي شود كه وارد تيم شما شود. عضويت اين فرد با چه شرايطي امكان پذير است؟‌ اعضا بايد با مشورت همديگر عضو جديد را بپذيرند . اهداف آن فرد بايد هم راستا با اهداف تيم باشد. تخصصش بايد مكمل باشد. بايد به اهداف موجود تيمي اعتقاد داشته باشد طبق چارچوب هاي تيمي رفتار كند با تيم سنخيت داشته باشد. بايد به تخصص آن فرد اشاره شود . از لحاظ اخلاقي و كاري ، فرهنگي. هماهنگي فرد بايد چك شود و هماهنگي او از نظر تخصص با تيم مدنظر قرار گيرد و اينكه روحيه همكاري با ساير اعضاي تيم را داشته باشد. عضويت فرد جديد در تيم كاملاً انتخاب شده توسط اعضاست و فرد بايد تخصص اش مكمل تخصص افراد تيم باشد يا تكميل كننده تخصص آنها باشد به درد تيم بخورد و متناسب با كار تيمي باشد و اينكه با ساير اعضا يكدست و هماهنگ باشد از جنبه هاي مختلف ازجمله جنبه هاي شخصيتي و فرهنگي.

درحاليكه عضويت در گروه ممكن است نسبتاً آزاد باشد. ما در گروههاي مختلف ممكن است رفتارهاي متنوعي را در رابطه با پذيرش اعضاي جديد ملاحظه كنيم. نوعي تنوع در پذيرش عضو جديد را در گروهها داريم و عضويت در گروه نسبت به عضويت در تيم نسبتاً آزادتر و راحت تر است .

تفاوت اندازه هاي گروه و تيم به چه صورت است؟‌ تيم معمولاً بين 3 تا 12 نفر هستند و نسبتاً كوچك هستند ولي براي گروه محدوديتي نداريم گروه از لحاظ اندازه مي تواند كوچك و بزرگ باشد.

تفاوت از لحاظ رهبري در گروه و تيم وجود دارد. ما نقش هاي بسيار زيادي را براي رهبري تيم و رهبري گروه داريم. يكي از محورهاي كار پژوهشي وعملياتي اين درس بحث رهبري و مديريت تيم هاست.

از لحاظ رهبري ساختار تيم عمودي و ساختار گروه افقي است. رهبري در تيم منسجم تر است.  در تيم ها چون كوچكتر و چابك تر هستند رهبري قوي تر است. در تيم رهبري مسلط تر است. در تيم رهبر از بين اعضا انتخاب مي شود. يكي از نكات تفاوت بين تيم و گروه بحث رهبري است. در تيم ، رهبري بايد شفاف و واضح باشد درك درستي از ويژگي هاي تك تك اعضا داشته باشد تا بهترين تصميم را باتوجه به شرايط بتواند اتخاذ كند. در استانداردهاي عملكرد تيمي را بتواند در سطح بالا نگه دارد. درحاليكه در گروه رهبري ضعيف تر است. در تيم رهبر بايد شناخت كامل از اعضا داشته باشد تا در شرايط بحراني و شرايطي كه نياز به تصميم گيري دارد با شناختي كه از اهداف دارد بهترين تصميم را با ساير اعضا بگيرد و بهترين استراتژي تصميم گيري را انتخاب كند و استاندارد اهداف تيمي را در بالاترين سطح ممكن بتواند و نكته اي كه وجود دارد اين است كه موفقيت يك تيم وابسته به اين است كه يك تركيب بهينه از افرادي را داشته باشد كه در همكاري با همديگر از حد توانايي لازم برخوردار باشند.

ما همه تيم هاي موفق را با چند ويژگي اصلي مي شناسيم :‌ اولين و مهمترين ويژگي كه براي تيم ها مي شناسيم رهبري توانمند ، قوي و اثرگذار است. فهم مشترك خيلي مهم است ، تعامل ، ساختار شفاف ، ارزشها و اهداف مشترك. درواقع هدف گذاري دقيقي كه در تيم انجام مي شود و قوانين و مقررات شفافي كه براي دستيابي به آن اهداف تدوين مي شود تاثيرگذار است در دستيابي به موفقيت اعضاي تيم و سومين ويژگي بعداز رهبري موفق و هدف گذاري شفاف و دقيق ، اجراي سريع و دقيق است. در بسياري از مواقع زماني كه تصميمي اتخاذ مي شود ، بحث زمان داراي اهميت زيادي است. يعني تصميمي تا زمان مشخصي است كه مي تواند كارايي لازم را براي تيم داشته باشد اگر آن زمان لازم بگذرد ما ديگر نمي توانيم به موفقيت تيمي دست پيدا كنيم . بنابراين اجراي سريع و دقيق فعاليت ها و تكاليفي كه براساس اهداف روشن و دقيق در گروه اتخاذ مي شود مي تواند تاثير زيادي در دستيابي به موفقيت يك تيم داشته باشد.

ما مدلهاي بسيار متنوع و متفاوتي را در رابطه با كار تيمي داريم كه باتوجه به وضعيت تيم و ويژگي هاي افراد متفاوت هستند. شرايط بسيار متنوع و متعددي وجود دارد كه يك تيم مي تواند عملكرد موفقيت آميزي داشته باشد و به اهداف خود دست يابد. اين شرايط را مي توانيم به چهاردسته تقسيم بندي كنيم ، چهار عاملي كه مي تواند به نوعي اثربخشي تيم ما را بالا ببرد در يك مدل كار تيمي ، اولين عامل مشاركت ، دوم رهبري موثر ، سوم انگيزه كه يكي از  مهمترين عواملي است كه در يك مدل كامل كار تيمي ‌باعث ايجاد موفقيت و دستيابي به حداكثر بازده مي شود ، بعد از انگيزه لزوم داشتن توانايي در افراد ، يعني صرف داشتن انگيزه و تمايل دروني عليرغم اهميت خيلي زيادي كه دارد به تنهايي ضامن دستيابي به اهداف تيمي نخواهد شد علاوه بر آن افراد بايد توانايي لازم براي رسيدن به اهداف را داشته باشند استراتژي كه اتخاذ مي شود براي دستيابي به اهداف داراي اهميت خيلي زيادي است. اينكه از چه راهكار و رويه اي براي دستيابي به اهداف تيمي استفاده مي كنيم. مسلماً براي رسيدن به هدف راههاي مختلف و متنوعي وجود دارد كه باتوجه به شرايط تيمي و باتوجه به مسئله اي كه پيش اومده نظر همه اعضاي تيم بر چه استراتژي متمركز هست و چطور مي شود آن را بكار گرفت و نيز بحث ويژگي هاي فردي است كه باعث انتخاب بهترين راه در دستيابي به عملكرد بهينه تيم مي شود. ما براي وظايف تيمي دسته بندي مختلفي داريم. يكي از مشهورترين دسته بندي ها در طبقه بندي وظايف تيمي تقسيم بندي سه دسته اي است. در اين تقسيم بندي سه دسته اي ما وظايف تيمي را به وظايف تكراري پروژه ها و وظايف مرتبط با شركا و سهامداران تقسيم بندي مي كنيم. در وظايف تكراري تيمي ما نياز به افرادي داريم كه تمايل دارند نقش ثابتي را در تيم بازي كنند وظايف تكراري معمولاً خيلي راحت تر از پروژه ها و وظايف مرتبط با مديران ، شركا و سهامداران انجام مي شود و فرد مي تواند بسيار راحت بطور مستقل و به نحو احسن اين كار را انجام دهد. بيشتر نقش مكانيكي است. يعني بحث تفكر و انديشه و نوآوري و خلاقيت كمتردر وظايف تكراري نمود پيدا مي كند. در مقابل وظايف تكراري ما پروژه ها را داريم. جايي كه نياز به افراد خلاق در تيم احساس مي شود و اصلي ترين مشخصه اين افراد همكاري كردن با سايرين براي توليد يك محصول جديد است و سومين وظيفه اي كه ما براي اعضاي تيم قائل هستيم نقش افرادي است كه طرح هاي جديدي براي انجام كارهاي نوآورانه در تيم ارائه مي كنند. اين نقش مربوط به شركاء و سهامداران و در سطح سرپرستان عنوان مي شود.