News Detail

15 Jun team:PART10

team:PART10

بحثي كه براي اين جلسه درنظر گرفته شده ، بحث ارتباطات در تيم هاي كارآفريني است. همانطور كه مي دانيد ارتباط ، يك تعامل دوسويه اي است كه مي تواند باعث انتقال يك پيام در قالب اطلاعات ، در قالب انتقال افكار و انديشه ها و در قالب انتقال احساسات باشد. اما زماني مي توانيم بگوييم كه ارتباط ما موثر و تامين كننده اهداف فرستنده است كه يك درك درستي در گيرنده پيام ايجاد شده باشد. يعني ما پيام خود را به درستي منتقل كنيم همان اطلاعات ، احساسات ، افكار و انديشه ها بطور صحيح ، باكيفيت لازم و بموقع به افراد منتقل شود. حال براي اينكه ما اين تاثيرگذاري در فرآيند ارتباط را به حداكثر ممكن برسانيم ، بايد يك سري اطلاعاتي راجع به گيرنده پيام خود داشته باشيم. مهمترين اين اطلاعات چيستند؟ گفتيم براي اينكه ما بتوانيم در بحث ارتباطات ، مقوله اثربخشي ارتباط مان را در بالاترين حد ممكن نگه داريم ، بايد نسبت به گيرنده پيام مان يك سري اطلاعات اوليه داشته باشيم. مهمترين اين اطلاعات ، بسياري اوقات براي ما پيش آمده كه در يك مقوله ارتباطي قرار مي گيريم ولي ،‌ پيام ها آنطور كه بايد و شايد به ما منتقل نمي شوند. از عباراتي استفاده مي كنيم مانند : من متوجه صحبتهاي شما نمي شوم ، من صحبت هاي شما را نمي فهمم ، من صحبت هاي شما را درك نمي كنم. درحاليكه به زبان شما صحبت مي شود.

موقعيت ها مكاني ، زماني و شخصيت هاي افراد بسيار مهم است ، سطح اطلاعات گيرنده ، مكاني كه طرف مقابل در آن قرار گرفته و زماني كه اين ارتباط برقرار مي شود ، دو طرف نسبت به هم چه شناختي داشته باشند. مهمترين عاملي كه در اين فرآيند تاثيرگذار است ،‌آشنايي به زبان است. زباني كه دو طرف ازطريق آن با هم در حال برقراري ارتباط هستند.

بحث ديگر ، آشنايي به نگرش ها و رويكردهاي گيرنده پيام است. فردي كه نگرش منفي نسبت به فرستنده پيام ، نسبت به ماهيت پيام ، نسبت به موقعيت ارسال پيام دارد ، هيچ وقت نمي تواند محتواي  پيام را به درستي درك كند. منفي بودن نگرش فرد روي ساير مباحث نيز تاثيرگذار است. فرهنگ ، اعتقادات و آداب و رسوم افراد ، آن چيزي كه از پيشينه خود به ارث برده اند ، بايد در عبارت هايي كه براي ايجاد ارتباط مورد استفاده قرار مي گيرد ، به آنها توجه شود و توجه به اين نكته ضروري است كه هر ارتباطي كه برقرار مي شود ، تامين كننده يك يا چند نياز اساسي انسان است. همانطور كه مي دانيم تقسيم بندي هاي مختلفي از نيازهاي انسان وجود  دارد. صاحبنظران از ديدگاههاي مختلف روانشناسي ، اقتصادي ، جامعه شناسي ، مديريت و ديدگاههاي مختلف ديگر نيازهاي انسان را طبقه بندي كرده اند. از ديدگاه علوم ارتباطات هم طبقه بندي هايي در رابطه با نيازهايي كه بحث برقراري ارتباطات مي تواند پاسخگوي آنها باشد ، وجود دارد كه در هر فرآيند ارتباطي يك يا تعدادي از اين نيازها مورد توجه قرار مي گيرند. يكي از معروفترين طبقه بندي ها ، طبقه بندي شش سطحي آقاي آنتوني رابينز است. ايشان بيان مي كنند در هر ارتباطي شش نياز اساسي است كه مورد توجه قرار ميگيرد و براي برقراي ارتباط بين افراد تبديل به انگيزه مي شود. اين شش نياز چيست؟ مي خواهيم با تكنيك طوفان فكري در اينجا هرآنچه را كه به ذهنتان مي رسد مطرح كنيم ببينيم آيا مي توانيم به هر شش مقوله اي كه نياز به برقراري ارتباطات مي تواند آنها را تامين كند دست پيدا كنيم يا خير؟ ((نياز به قدرت نياز به رشد ، تعالي ، نياز به زيبايي يا تامين حس زيبايي ، نيازهاي عاطفي فرد ، نياز به عشق ، نياز به دوست داشته شدن و دوست داشتن ، بحث احساسات و عواطف افراد ، شكل گيري شخصيت ، حس مهم بودن ،‌ شخصيت داشتن ، حس با ارزش بودن در جمع ، نياز به بقا ، بسياري اوقات افراد براي تامين نياز خود به بقا ، امنيت و آسايش است كه ارتباط برقرار مي كنند ، احساس ارزشمند بودن ، پاسخگويي به عواطف و احساسات ، اعتماد به نفس افراد محك مي خورد ، نياز به تكامل ))

همانطوري كه به درستي اشاره كرديد نياز به آسايش ،‌ اطمينان و امنيت اولين سطح از نيازهاي ششگانه است.

دوم تنوع و انعطاف پذيري در برابر تغييراتي كه ممكن است در يك تيم ، سيستم يا سازمان ايجاد شود. تحريك كننده برقراري ارتباطات انساني است. حس مهم و باارزش بودن نياز ديگري است كه در بحث ارتباطات انساني مورد توجه قرار مي گيرد. ما بسياري از اوقات در سازمانها ، سيستمها و تيم ها افرادي را مي بينيم كه بدون هيچگونه چشم داشتي فعاليت هايي را انجام مي دهند كه درصد قابل توجهي از وقتشان و انرژي شان را مي گيرد بدون اينكه براي آنها آورده اقتصادي داشته باشد. همين حس مهم و با ارزش بودن ، مشاركت داده شدن در بحثها ، شركت در جلسات ، نظرخواهي از فردي كه توجه به اين نياز برايش مهم است ، همه اينها فرد را تامين مي كند و به سطحي از رضايت مي رساند. بنابراين مي تواند انگيزه اي براي برقراري ارتباط باشد.

نياز به عشق ، دوست داشتن و دوست داشته شدن نياز ديگري است كه در بحث ارتباطات انساني مورد توجه قرار مي گيرد و در هرم نيازهاي ؟؟؟‌هم به همه اين موارد با عبارات ديگري اشاره شده است.

نياز به رشد و تعالي ، بسياري اوقات افراد در بحث ارتباطات انساني با انگيزه نياز به پيشرفت و رشد و تعالي است كه وارد مي شوند يا براي به تكامل رسيدن است كه اين مباحث را مطرح مي كنند و در بحث ارتباطات انساني وارد مي شود.

موضوع ديگر كمك به همنوع است. بعنوان مثال يكي از مباحثي كه در ارتباطات مطرح مي شود تمايل افراد براي تحصيل است. شما براي چه تحصيل مي كنيد؟ تحصيل كردن و وارد شدن به مقوله آموزش ، پاسخگوي كدام سطح از اين نيازهاست؟ نياز به پيشرفت يا همان مقوله پنجم ، رشد و تعالي و علاوه بر آن ، حس با ارزش و مهم بودن ، پيشرفت و رشد و يك آسايش و اطمينان خاطري در زندگي آتي اجتماعي اقتصادي فرد را هم تامين مي كند. پس سه سطح از نيازها با بحث تحصيلات مرتبط مي شوند. درواقع با اين انگيزه هاست كه فرد در مقوله ارتباطات انساني با موضوع تحصيل به نوعي وارد مي شود. پس هر نوع ارتباطي كه برقرار مي شود مي تواند تامين كننده يك يا چند سطح از نيازهاي شش گانه انساني باشد. تمام مطالب عنوان شده در اسلايدها موجود است.

ما براي ارتباطات اجزايي را متصور مي شويم. همانطور كه مي دانيد هر ارتباطي كه با موفقيت برقرار مي شود داراي پنج جزء اصلي است. ما براي ارتباط پنج جزء در نظر مي گيريم. اين پنج جز كدامند؟ ((زبان مشترك ،كه در قالب پيام منتقل مي شود )) فرستنده پيام ، گيرنده پيام ، خود پيام ، بازخورد ، محيط تبادل. پس پنج جزء اصلي در ارتباطات ، فرستنده پيام ، خود پيام ، دريافت كننده پيام ، بازخورد كه پاسخ گيرنده پيام به فرستنده است براي اينكه باتوجه به ميزان درستي دريافت پيام بتواند در نحوه انتقال پيامش تجديدنظر كرده و آن را مورد بازبيني قرار دهد ، و درنهايت محيط و زمينه اي است كه پيام در آن جاري است همان ابعاد زماني ، مكاني و فضاي ارتباطي را مي توانيم در اين مقوله قرار دهيم.

اجزاي پيام و ارتباطات را شناختيم. ارتباطات يك فرآيندي دارد. يعني گيرنده و فرستنده يك سري اعمالي را روي پيام انجام مي دهند تا اينكه آن پيام به درستي درك شود و مورد استفاده قرار گيرد. اولين كاري كه در فرآيند برقراري ارتباط انجام مي شود ، ارسال پيام است. براي ارسال پيام چه اتفاقي بايد بيفتد؟ در وهله اول بايد ارسال پيام توسط فرستنده انجام شود. براي اين ارسال پيام ، بايد چه كنيم؟ بايد پيام ها توسط فرستنده پيام كدگذاري و ارسال شود. پس از اينكه پيامها كدگذاري شد با كدهايي كه گيرنده پيام با آنها آشنايي دارد ، يعني به زبان گيرنده اين كدها توسط گيرنده پيام رمزگشايي مي شود و مفهوم آن پيام توسط گيرنده دريافت مي شود. در نتيجه مي توانيم بگوييم كه منظور و مقصود فرستنده در اين فرآيند ارتباط از طريق فرآيند بازخورد تامين شده است. گفتيم كه بازخورد جزء فرآيند انتقال پيام است كه گيرنده پيام به فرستنده پيام نشان مي دهد كه تا چه اندازه از مفهوم پيام را دريافت كرده است و اين به فرستنده كمك مي كند تا محتوا و ساير اجزاي پيام را مورد بازبيني قرار دهد تا حداكثر دريافت درست و بموقع در گيرنده پيام اتفاق بيفتد. پس بحث بازخورد يكي از اجزاي مهم در فرآيند ارتباطات است.

علاوه بر اينكه ما در انتقال پيام ، يك محتواي پيامي يا يك اطلاعات و دانشي را منتقل مي كنيم ، ممكن است كه براي بيان احساسات و عواطف مان يا انجام اقدامات هماهنگ كننده هم از اين فرآيند استفاده كنيم. ما يك سري اصولي را در فرآيند ارتباطات داريم. اصولي كه مي تواند بر فرآيند ارتباطات حاكم باشد كدامند؟ (( احترام متقابل ، وجود يك انگيزه ، هدف مشترك براي ايجاد ارتباط ، درك متقابل ، زيبايي دركلام ، صراحت))

يكي از اصول حاكم بر ارتباطات اين است كه ما به هيچ عنوان نمي توانيم ارتباط برقرار نكنيم. هر نوع حضور ما در فضاهاي انساني و در دنيا خود نوعي ارتباط است.گاهي اوقات سكوت كردن هم نوعي پيام ارتباطي است . اين اولين اصلي است كه در بحث ارتباطات وجود دارد.

دوم اينكه ، ارتباطي كه برقرار مي شود ديگر غيرقابل برگشت است. اين دومين اصلي است كه در رابطه با ارتباطات وجود دارد.

در كارآمدي يا ناكارآمدي ارتباطات هر دو طرف فرستنده و گيرنده پيام نقش دارند. اين موضوع خصوصاً در موقعي كه بين فرستنده و گيرنده تعارض يا اختلاف نظري وجود داشته باشد خودش را بيشتر نشان مي دهد. پس بايد در دريافت درست محتواي پيام ، خصوصاً در زماني كه اختلاف نظر و تعارض وجود دارد توجه شود زيرا يك طرف به تنهايي نمي تواند بطور كامل روي كارآمدي يا ناكارآمدي پيام يا روي اثربخش بودن ارتباط تاثيرگذار باشد و هركدام از اين دو طرف ارتباطات بايد با در نظر گرفتن مسئوليت خود ، رفتارشان را در ارتباط مورد بازبيني قرار دهند اگر اثربخشي ارتباط برايشان اهميت داشته باشد.

چهارمين اصل حاكم بر ارتباطات اين است كه بخش عمده اي از پيام ها غيركلامي هستند. مانند حالات چهره ، لحن صدا ، صوت افراد همه اينها مي توانند در برقراري ارتباط نقش داشته باشند. يا بحث زبان بدن كه نيازي به كلام ندارد.

و در نهايت پيامهاي كلامي و غيركلامي ناهماهنگ باعث سوءتفاهم مي شود. بعنوان مثال حرف خوبي بزنيم ولي اخم در چهره مان باشد. اينها پنج اصل حاكم بر فرآيند ارتباط هستند.

اصل ديگري بعنوان اصل پارتو هم وجود دارد. آيا اصل پارتو يا قانون بيپ80 را مي شناسيد؟ قانون بيپ 80 چه چيزي را بيان مي كند؟ قانون بيپ80 بيانگر اين واقعيت است كه در هر موقعيت يا وضعيتي 80 درصد خروجي يا نتيجه اي كه حاصل مي شود توسط 20 درصد از ورودي ها توليد مي شود. يا مي توانيم بگوييم در هر كاري بخش اندكي داراي اهميت بسيار زيادي است درحالي كه بخش اعظم اهميت ناچيزي دارد. فردي بنام بيلفردو پارتو كه يك اقتصاددان ايتاليايي بود در سال 1906 طبق بررسي هاي خود متوجه شد كه 20 درصد از مردم ايتاليا مالك 80 درصد زمين هاي اين كشور هستند. يعني 80 درصد ثروت در اختيار 20 درصد افراد بوده است. در زمان او ثروت افراد با ملك و زمين آنها شناسايي مي شده است. الان ثروت افراد چگونه شناخته مي شود؟ فكر و دانش . قبلاً زمين واقعاً نقش حياتي داشت و افرادي كه جزء بزرگ مالكان بودند تعيين سرنوشت يك كشور را هم برعهده داشتند.

كاربرد قانون پارتو در ارتباطات چگونه است و چگونه مي توانيم مصداق اين قانون را در بحث ارتباطات بيان كنيم؟‌ در بحث ارتباطات مي توانيم بگوييم كه 80 درصد از مشكلات ارتباطي دنيا به دليل مشكلات 20 درصد از افراد است. درواقع اين كاربرد قانون پارتو در بحث ارتباطات است.

ما در بحث ارتباطات با مشكلات و موانعي هم مواجه هستيم؟ اين مشكلات كدامند؟ اگر بخواهيم در بحث رسانه ها بعنوان يك نهاد ارتباطي بزرگ ملي در نظر بگيريم ، به چه مشكلات ارتباطي مي توانيم اشاره كنيم؟‌ (( ؟؟؟‌داشتن ، سانسورهاي فراوان ، عدم صداقت ، خبررساني نادرست ، عدم شفافيت ، عدم اعتماد به فرستنده و گيرنده پيام ، خبررساني انتخابي))

اولين مشكل ارتباطي ، مشكل سانسور كردن يا فيلتر كردن ارتباطات است كه اين مشكل به منبع يا فرستنده پيام باز مي گردد. يعني خبررساني ملي انجام مي دهد يا خبررساني هاي نادرست انجام مي دهند. پيام ها را مطابق با ميل خودشان تغيير مي دهند يا كم و زياد مي كنند تا به هدفي كه خودشان دارند برسند و در اين فرآيند انتقال صحيح پيام صورت نمي گيرد.

دومين مشكل ارتباطي نداشتن تجربه معنايي مشترك و مشابه است. زماني كه فرستنده و گيرنده پيام هنوز يكديگر را درك نمي كنند ، گيرنده پيام موضوعي را كه بايد به آن واقف شود ، تمام و كمال درك نمي كند كه ريشه اين مشكل باز مي گردد به بحث كدگذاري كه توسط فرستنده پيام صورت مي گيرد و رمزگشايي كه توسط گيرنده پيام بايد انجام شود.

بحث زبان مشترك را هم مي توانيم در اينجا به آن توجه داشته باشيم. استفاده بيش از حد از عبارت هاي نامانوس ، مانند اينكه گاهي اوقات در اخبار سراسري از عباراتي استفاده شود كه حتي افرادي با سطح تحصيلات بالا هم متوجه آن عبارات نشوند. درحاليكه يك خبر بايد آنقدر رسا و با عبارات مناسب بيان شود كه تمام اقشار جامعه بتوانند آن موضوع را درك كنند و يك سطح اطلاعات مناسبي را از آن بدست بياورند.

بكارگيري اصطلاحات تخصصي ، بعنوان مثال فرض كنيد در بحث پزشكي اصطلاحاتي را عنوان مي كنند كه شايد فقط افرادي كه رشته پزشكي خوانده باشند مي توانند آن را درك كنند ، پس بايد در اينترنت آن را جستجو كنيد و حتي افرادي كه با اينترنتي هم آشنايي ندارند در اقصي نقاط كشور زندگي مي كنند كه حسابشان جداست. يعني آن بخش از پيام و ارتباطات براي آنها معنا و مفهومي نخواهد داشت. يا در بحث هاي سياسي كه بسياري اوقات عبارات را بصورت موجز و مختصر بيان مي كنند. همه اينها باعث مشكل در گيرايي پيام توسط گيرنده مي شود.

توجه انتخابي مشكلي است كه در گيرنده پيام وجود دارد. توجه انتخابي اين است كه فرد باتوجه به نياز و علاقه اي كه دارد صرفاً به مطالبي كه مي خواهد توجه مي كند و از كنار ساير مطالب رد مي شود و به آنها توجه خاصي نمي كند. اين باعث مي شود كه هدف فرستنده پيام بطور كامل تامين نشود.

قضاوت كردن درباره ارزشها و درباره محتواي پيام باز مشكلي است كه در گيرنده پيام وجود دارد.

عدم اطمينان به منبع ، در بحث هايي هم كه اشاره شد ، عدم اطمينان به منبع كه ريشه مشكل گيرنده پيام است ، به آن اشاره شد. يعني درواقع گيرنده پيام آن اطمينان خاطر را نسبت به درستي ارسال پيام ندارد بنابراين آنطور كه بايد و شايد در آن عميق نمي شود يا آن را باور نمي كند. و مسائلي از اين قبيل جز مشكلات ارتباطي هستند كه مي توانند بر محتواي پيام تاثيرگذار باشند.

بعنوان مثال وجود سروصدا ، پيامي درحال انتقال است ما در محيطي قرار گرفته ايم كه سروصداي زيادي در آن وجود دارد. در چنين شرايطي ممكن است كه ما نتوانيم محتواي پيام را بدرستي درك كنيم. بخشي از آن را نشنويم و اين مي تواند در برقراري ارتباطات تاثيرگذار باشد.

حجم كار بالا ، بسياري اوقات ما بعنوان گيرنده پيام ترافيك كاري مان آنقدر زياد است كه شايد فرصت انديشيدن درباره محتواي پيام را نداشته باشيم يا مشغله فكري مان آنقدر زياد باشد كه بخشي از پيام را بشنويم و بعد حواسمان جاي ديگري كه بيشتر برايمان اهميت دارد برود.

گاهي اوقات مشكلات در برقراري ارتباطات باعث اين مي شود كه ميزان اثربخشي كار ما تا حد بسيار زيادي كاهش پيدا كند. مباحثي كه مربوط به فيلتر كردن پيامها بود مي تواند تا حد قابل توجهي بعنوان موانع ارتباط موثر مطرح شود ، در وضعيت دفاعي بودن ، در شرايطي كه اختلاف وجود دارد و تعارض در سطح بالايي است باز هم اين موضوع مي تواند خودش را نشان دهد.

تفاوت در زبان موضوع بسيار مهم ديگري است و بحث ادراك گزينشي كه در اين فرآيند گيرنده پيام به بخشهايي از پيام كه برايش مهم تر است توجه مي كند و تماميت پيام زير سوال مي رود.

موضوع ديگري كه در بحث ارتباطات به آن توجه مي شود ، بحث ايجاد تعارض بين فرستنده و گيرنده پيام  است. ما موضوع تعارض ها را بطور مستقل مورد بررسي قرار مي دهيم ولي در هنگام ورود به تعارض ما بايد چند استراتژي اصلي را مدنظر قرار دهيم.

اولين استراتژي بحث اجتناب است. در تعارض بين فرستنده و گيرنده پيام ، اولين كاري كه مي كنيم بحث اجتناب است. يعني اگر دليل خاصي براي ورود به شرايط تعارض وجود ندارد بهتر اين است كه ما اصلاً وارد بحث نشويم. بايد ببينيم كه اين موضوع چقدر براي ما اهميت دارد و آيا نيازي هست كه خودمان را درگير اين كار كنيم يا خير؟

روش دوم ، روش همسازي است. يعني در هنگام ارائه بازخورد به فرستنده پيام ، شما به خواسته هاي او پاسخ مثبت مي دهيد. يك روش بسيار پركاربرد است كه زماني اهميت پيدا ميكند كه موضوعي كه در بحث ارتباطات مورد تعارض قرار گرفته براي شما خيلي مهم نباشد. اگر موضوع خيلي برايتان مهم نباشد سعي مي كنيد كه در بازخوردهايتان نشان دهيد كه اهداف فرستنده پيام به نوعي تامين شده است.

استراتژي ديگري كه براي حل اختلاف وجود دارد. مصالحه است. در بحث مصالحه هركدام از طرفين ارتباط يعني فرستنده و گيرنده براي اينكه با هم به توافق برسند تا حدودي از خواسته هاي خود صرفنظر مي كنند. يك بده بستان است براي اينكه بتوانند بين ايده آل هايشان و آن چيزي كه در واقعيت وجود دارد به يك نقطه تعادل برسند. به اين روش مصالحه يا استراتژي مصالحه مي گويند كه در حل تعارضات حاصل از ارتباطات مي تواند كاربرد داشته باشد.

استراتژي هاي ديگري كه در حل  تعارض ها مورد استفاده قرار مي گيرد ، استراتژي تشريك مساعي است. در اين استراتژي فرستنده و گيرنده پيام با يكديگر همكاري مي كنند براي اينكه راه حل جديدي را براي مشكل يا تعارض ايجاد شده پيدا كنند. پس در تشريك مساعي فرستنده و گيرنده پيام در بحث ارتباطات با هم هم انديشي مي كنند تا راه حلي بيابند كه به نفع هر دو طرف باشد.

و در نهايت بحث غلبه را داريم. غلبه زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه مساله اي كه بين دو طرف بازي ايجاد شده انقدر جدي شده و اهميت اساسي براي ما دارد كه ديگر جايي براي استفاده از ساير استراتژي ها باقي نمي گذارد. زماني است كه ما طرف مقابل خود را بسيار خسته كرده ايم و در اينجاست كه با نهايت توان سعي مي كنيم تا حرف خودمان را به كرسي بنشانيم. ديگر راهكارهاي اجتناب ، همسازي ، مصالحه و تشريك مساعي براي ما صيغه اي از اعراب نخواهد داشت.

تا اينجا ما بحث ارتباطات را مطرح كرديم و نكاتي كه لازم بود در رابطه با اين موضوع بدانيم. حال بحث را با ارتباطات در تيم هاي كارآفريني ادامه مي دهيم.

تيم كارآفريني چيست؟ ((تيم هايي در كسب فرصت هاي جديد و ايده هاي نو ، مجموعه اي از اعضا كه يك هدف مشترك دارند و اين هدف مشترك كسب مشاركت و همكاري همديگر در راه اندازي يك كسب و كار است))

پس يك تيم كارآفريني مجموعه از افراد است ، دو يا چند فرد كه بطور مشترك درحال شكل گيري يك كسب و كار هستند ، كسب و كاري را راه اندازي مي كنند و نسبت به آن كسب و كار داراي لذت دهي و علاقه برابري هستند. اينها در طول فاز پيش از آغاز به كار شركت هم حضور دارند. و طبق مطالعاتي كه انجام شده كسب و كارهايي كه بطور تيمي راه اندازي شده يا كارآفريني هاي تيمي در بلندمدت پايدارتر از كارآفريني هايي است كه مصداق هاي فعاليت تيمي را ندارند و در آن رعايت نمي شود.

اين تيم كارآفريني كه تشكيل مي شود ممكن است از مشاركت مجموعه اي از افراد تشكيل شده باشد كه مسلماً ظرفيت هاي متفاوت و متنوعي دارند و روابط اجتماعي كه در حوزه كارآفريني تعريف مي شود در قالب شبكه ها خودش را نشان مي دهد و اين شبكه اي بودن براي تيم كارآفريني ما يك سري مزايايي را بدنبال دارد. اين مزايا يعني بحث ارتباطات در تيم هاي كارآفريني در قالب شبكه ها بروز و ظهور پيدا مي كند. مزاياي شبكه ها براي تيم هاي كارآفريني چيست؟ ((سرعت و سهولت در برقراري ارتباط ، افزايش بازدهي)) ما گفتيم كه روابط اجتماعي در حوزه كارآفريني بصورت شبكه ها خودش را بروز مي دهد. يعني بحث ارتباطات در تيم هاي كارآفريني در قالب شبكه هاست. حال اين شبكه ها چه فوايدي براي تيم هاي كارآفريني مي توانند داشته باشند؟ ((بحث افزايش شناخت و تبادل اطلاعات ، سرعت در برقراري ارتباطات ، افزايش اعتماد و اطمينان ، شناسايي منابع و فرصتها ، كاهش هزينه ها))  همانطور كه بدرستي نيز اشاره شد ، شبكه ها براي تيم هاي كارآفريني مي تواند يك اطمينان و اعتمادخاطري را براي افراد ايجاد كند براي در دسترس بودن منابع ، دستيابي به مشتريان ، دستيابي به بازارها و مي توانيم بگوييم كه طبق پژوهش هاي انجام شده بيش از نيمي از كارآفرينان ازطريق روابط و شبكه هاي اجتماعي است كه فرصت هاي كسب و كارشان را شناسايي كرده اند و درصد بسياري بالايي هستند. بيشتر از نيمي از كارآفرينان از طريق روابط و شبكه هاي اجتماعي فرصت ها را شناسايي كرده و روي اين فرصت ها سرمايه گذاري كرده اند. بنابراين شبكه هاي اجتماعي هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي مي تواند روي تشخيص فرصت اثرگذار باشد و همه ما اهميت تشخيص فرصت را مي دانيم و مي شناسيم. ضمن اينكه اين شبكه ها احتمال ريسك پذيري افراد را بالا مي برد و باعث مي شود كه تحمل ابهام براي كارآفرين در سطح بالاتري فراهم شود. مسلماً بحث دسترسي به اطلاعات يكي از مهمترين موضوعاتي است كه در اين شبكه ها اتفاق مي افتد ، شناسايي منابع ، كاهش هزينه ها موضوعاتي هستند كه در بحث شبكه هاي اجتماعي در تيم هاي كارآفريني مورد توجه قرار مي گيرند.

حال ما اين بحث روابط اجتماعي در تيم هاي كارآفريني را به دو دسته تقسيم بندي مي كنيم: يكي روابط بند نافی است و دوم روابط با تيم هاي بنيان گذار يا موسس كه جلسه آينده بحث خواهد شد.